نوشته جایگزین بهتری برای نمرهدهی به نوشتههای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>در حال طوفان فکری برای یافتن راههایی برای استفاده از فناوری برای کمک به دانشآموزان در بهبود نوشتنشان بودم و بارها و بارها به فرآیند نوشتن و اهمیت آن برای کیفیت آنچه نویسنده در نهایت به دست میآورد فکر میکردم.
نوشتن عالی از ابتدا آغاز میشود، چه با یک ایده، نیاز، هدف در زمینه اجتماعی یا جرقه الهام. هرچه که باعث شروع نوشتن میشود—آنچه در ابتدا خلق میشود مثل تکهای گِل است. بدون آن گِل، چیز زیادی نمیتواند اتفاق بیفتد و کیفیت آن گِل مهم است؛ بافت، خلوص، قوام و ترکیب کلی آن حرفهای زیادی درباره آنچه میتواند تولید کند، دارد. به طور کلی، آنچه میتوانید با آن گِل خلق کنید به کیفیت و کمیت آن گِل بستگی دارد.
به عبارت دیگر، خود فرآیند نوشتن همه چیز است. لازم نیست هر بار به یک شکل استفاده شود و این موضوع بحث دیگری برای روز دیگری است و من فقط به طور خلاصه به آن اشاره میکنم زیرا بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که این پست را بخوانید و سپس «کوشش در فرآیند نوشتن» را به زور به حلق نویسندگان/دانشآموزان مشتاقی فرو کنید که فقط نیاز دارند باور کنند میتوانند بنویسند و سپس فرصتی برای انجام این کار در محیطی پرورشدهنده داشته باشند.
همه اینها من را به عنوان پست میرساند. به جای نمره دادن به نتیجه نهایی آن فرآیند (محصول نهایی)، کیفیت استفاده دانشآموز از فرآیند نوشتن را نمره دهید—بهطور ایدهآل بر اساس نقاط قوت و ضعف خاص آنها و هدف و مخاطب تکلیف نوشتن.
استفاده از فرآیند نوشتن سالها تمرین میطلبد زیرا تولید نوشتاری عالی نیازمند دید مداوم و پالایش است. این نیازمند آن است که نویسنده بفهمد چه میخواهد بگوید و سپس آن را به گونهای بیان کند که تأثیری بر جهان بگذارد. تحقیق، سازماندهی ایدهها، ساختار پاراگراف، ساخت جمله، واژگان، نقطهگذاری، قانونشکنی، لحن، ابزارهای ادبی—استفاده از این ایدهها برای انتقال ایدههای پیچیده کار سختی است.
به همین دلیل است که نوشتن کمتر یک فعالیت و بیشتر یک فرآیند است، نه چندان متفاوت از فرآیند علمی. در حالی که ممکن است برای حرفهایها این کار را انجام دهیم، منطقی نیست که کودکان را در انجام علم بر اساس دقت دادههایشان نمره دهیم. بلکه، توانایی و تمایل آنها به استفاده از فرآیند علمی برای آزمایش نظریهها و جمعآوری دادهها بسیار مهمتر خواهد بود.
برای آماتورها در بسیاری از زمینهها، فرآیند بسیار مهمتر از محصول است.
اگر این اهداف (یا اهدافی مشابه) تا حدی درست باشند، پس یک جایگزین مناسب برای نمره دادن به نوشته دانشآموز، نمره دادن به این است که آیا دانشآموز مینویسد و چگونه از فرآیند نوشتن به شکلی که برایش منطقی است استفاده میکند.
و به گونهای که نشاندهنده مالکیت آن فرآیند نوشتن باشد که مدتها پس از ترک کلاس شما ادامه خواهد یافت.
نوشته جایگزین بهتری برای نمرهدهی به نوشتههای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته وقت آن رسیده که در مورد نوشتن در کلاس درس متفاوت فکر کنیم اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>در گذشته، سواد—توانایی خواندن، نوشتن و درک—حوزه معلمان زبان و ادبیات انگلیسی (و در جاهای دیگر جهان، معلمان ادبیات و نگارش) بوده است.
محدود کردن هنر نوشتن به یک حوزه محتوایی خاص، ذهن دانشآموزان را به گونهای تغییر داده که اکنون تازه در حال آشکار شدن است، زیرا به معلمان ریاضی گفته میشود که نوشتن را آموزش دهند. دانشآموزان اکنون عادت کردهاند درکهای ابتدایی خود را در برگههای خروجی با جملات ناقص بیان کنند، یادداشتهایی بنویسند که بهخوبی ایدههای دیگران را مرتب میکنند و در غیر این صورت از مسئولیت ساختن استدلالهای جذاب که دیدگاههای متعدد را روزانه ترکیب میکنند، شانه خالی کنند.
بنابراین ما—معلمان زبان و ادبیات انگلیسی—با دادن سازماندهندههای گرافیکی پرکن-جایخالی به آنها پاسخ میدهیم که آنها را ترغیب میکند تا دلیل اول، دلیل دوم و دلیل سوم را در جملات واضحی که از پیچیدگی یا استقامت فکری دوری میکنند، ارائه دهند، مشروط بر اینکه «نوشته» آنها به فرم مورد انتظار پایبند باشد.
و همان سازماندهندههای گرافیکی را به معلمان سایر حوزههای محتوایی که درخواست منابع میکنند، میدهیم.
اکنون، نسلها بعد، ایده نوشتن درباره ریاضی یا علوم نه تنها چالشبرانگیز، بلکه اجباری و ناجور به نظر میرسد. علوم و ریاضی، اگر بهدرستی آموزش داده شوند، بیشتر شبیه فلسفهها و روشهایی برای درک جهان هستند تا «حوزههای محتوایی»، که تعداد بینهایتی از موضوعات را برای ترغیب دانشآموزان به نوشتن ارائه میدهند.
این قرن بیست و یکم است، و تفکر قرن بیست و یکم متفاوت است.
در حالی که پر از ارتباطات، همکاری و امکانات خیرهکننده است، عصر یادگیری قرن بیست و یکم، عصر شیفتگی به تصویر، نمایش بصری، هشدارهای چشمکزن، هوسهای بیپایان در دسترس و الگوهای ارتباطی شناختی محدود است.
و در پاسخ توانمند، نوشتن میتواند پاسخی باشد که همیشه به دنبالش بودیم، درست زیر بینیمان.
نوشته وقت آن رسیده که در مورد نوشتن در کلاس درس متفاوت فکر کنیم اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته مبانی اجتماعی-عاطفی بازگشت به مدرسه: رابطه، ریتم، رهایی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>و این احساسات در ما بزرگسالان نیز بازتاب خواهد یافت. برای معلمان ما، علاوه بر تجربههای احساسی خودشان، از آنها خواسته شده است که به عنوان رهبرانی دلسوز، دانشآموزان را به مکانی هدایت کنند که بتوانند با هم یاد بگیرند.
این یک رقص چالشبرانگیز خواهد بود. معلمان ما تغییرسازان واقعی هستند. آنها تأمینکنندهاند و رهبرانی هستند و این دوره تاریخی نقش حیاتی آنها در سلامت عاطفی کودکان ما را برجسته خواهد کرد.
پس، چگونه میتوانیم از آنها حمایت کنیم تا از یادگیری کودکانمان پشتیبانی کنند؟ به عنوان والدین و مدیران مدرسه، میتوانیم درباره «یادگیری» آرام باشیم و اعتماد کنیم که به موقع فرا خواهد رسید. مدارس اکنون باید تمرکز خود را به اصول اولیه عاطفی قبل از اصول آکادمیک معطوف کنند. معلمان، انسانها را آموزش میدهند، نه موضوعات. و هنگامی که بتوانند ابتدا بر حمایت از سلامت عاطفی تمرکز کنند، یادگیری فرصت پیدا خواهد کرد تا جا بیفتد.
بیایید نگاهی دقیقتر به سه اصل اساسی عاطفی بیندازیم:
رابطه
آنچه دانشآموزان ما از ما نیاز دارند، خودمان هستیم. آنها باید بدانند که ما برایشان هستیم و برایمان اهمیت دارند. مسئله چندان به آنچه میگوییم نیست—بلکه به این است که در حضور ما چه احساسی دارند: دعوتشده، پذیرفتهشده و دیدهشده.
در این زمان پرتلاطم عاطفی، باید دعوتهای آگاهانهای به رابطه ایجاد کنیم تا دانشآموزانمان احساس ارتباط با ما داشته باشند. این ممکن است به معنای آیینهای خوشآمدگویی خاص در ابتدای هر روز یا فعالیتهای بازیگونهای باشد که ما نیز در آنها شرکت کنیم. این تمرینهای دلبستگی میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا با ما احساس ارتباط کنند و اضطرابشان کاهش یابد.
ریتم
کودکان به ریتم نیاز دارند.
روالها، آیینها و ساختارهای ثابت به کودکان کمک میکنند تا احساس امنیت کنند. آنها میتوانند به اینها تکیه کنند و به آنها وابسته باشند. اما در حال حاضر، اکثر کودکان دقیقاً برعکس این را تجربه میکنند. و با بازگشت به مدرسه، ممکن است هیچ تصوری از «نرمال جدید» نداشته باشند. ما میتوانیم با ایجاد سریع روالهای جدید که دانشآموزان بتوانند به آنها اعتماد کنند و حول آنها جهتگیری کنند، حس امنیت ایجاد کنیم. این به ایجاد ریتمی در روزهایشان کمک میکند و میتواند در این زمانهای غیرقابلپیشبینی، حس پیشبینیپذیری ارائه دهد.
رهایی
احساسات دانشآموزان ما قطعاً برانگیخته خواهد شد. و میدانیم که وقتی احساسات برانگیخته میشوند، به جایی برای رفتن نیاز دارند. یافتن راههای سالم برای هدایت پیشدستانه این انرژی عاطفی برای دانشآموزان میتواند به کاهش فورانهای خطرناک یا مخرب کمک کند. ادغام خروجیهای روزانه برای رهایی میتواند بهویژه برای حمایت از دانشآموزان در تخلیه ناامیدی قبل از اینکه به پرخاشگری منجر شود، مفید باشد.
این خروجیها همچنین میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا درباره احساساتشان تأمل کنند و آنها را به روشهایی بیان کنند که باعث شرمندگیشان نشود. زیبایی این تمرین در این است که ما حتی نیازی به دانستن دقیق آنچه برای یک کودک در جریان است نداریم. ما فقط راهی را برای بیان و رهایی غیرمستقیم احساسات به شیوهای طبیعی فراهم میکنیم—چه از طریق موسیقی، حرکت فیزیکی، داستانها یا قصهگویی، نوشتن، شعر، نمایش، هنر یا حتی صرفاً بودن در فضای باز. همه این خروجیها قدرتمند هستند زیرا به ما کمک میکنند به احساساتمان نزدیکتر شویم و حس رهایی و آرامش عاطفی را تجربه کنیم.
بازگشت به مدرسه در این زمان آسان نخواهد بود. ما باید خلاق باشیم و خارج از چارچوب فکر کنیم. ممکن است لازم باشد عضلاتی را که هرگز نمیدانستیم داریم، بکشیم. اما یادآوری این نکته ممکن است مفید باشد که این زمانی برای تمرکز بر نتیجه و عملکرد، پیشی گرفتن یا حتی جبران عقبماندگی نیست. تغییر توجه به مسائل قلبی به دانشآموزان کمک میکند تا احساس امنیت کنند. این همان چیزی است که صحنه را برای یادگیری آماده میکند—وقتی کودکان آماده باشند.
در این میان، بیایید با دانشآموزان و خودمان صبور باشیم. همه ما در این راه با هم هستیم.
نوشته مبانی اجتماعی-عاطفی بازگشت به مدرسه: رابطه، ریتم، رهایی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته پرورش دانشآموزانی که مسائل را حل میکنند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>دفعه بعد که درسی را تدریس میکنید، تعداد سؤالاتی که دانشآموزان میپرسند را بشمارید.
وقتی دانشآموزان به سمت مسیر باریک آزمونهای استاندارد هدایت و محدود میشوند، چنان با ترس از شکست تلقین شدهاند که فقط یک احمق جرأت میکند از مسیر اصلی خارج شود. ما毕竟 در مورد جوانان صحبت میکنیم و به سختی میتوان انتظار داشت که آنها علیه این سیستم شورش کنند (با توجه به این ممکن است شما را وادار کند درباره آن دانشآموزانی که واقعاً این کار را میکنند، تجدید نظر کنید). پیامدهای انحراف چنان شدید است: وعده بیکاری؛ شرم شکست؛ خشم مدرسه. جای تعجب نیست که دانشآموزان از ریسک کردن و فکر کردن برای خودشان میترسند و چرا این همه سؤال غیرضروری پرسیده میشود.
برای افزودن توهین به آسیب، وقتی دولتها در حکمت خود تصمیم میگیرند که راهحل برای اطمینان از پیشرفت در آموزش، استانداردسازی بیشتر آزمونهاست، آنها مدارس را مجبور میکنند تا برنامههای درسی را بیشتر محدود کنند. آنها فرصتهای کاوش خلاقیت در موضوعات را کاهش میدهند. آنها یک درس را به پوسته کمی خود تقلیل میدهند و با این کار فرصتهای دانشآموزان برای توسعه استراتژیهای حل مسئله را کاهش میدهند. اساساً، آنها مدارس را مجبور میکنند تا دانشآموزان هیدروپونیک تولید کنند.
در حالی که استفاده از هیدروپونیک برای پرورش میوهها و سبزیجات به نظر میرسد بلیط طلایی برای حل مشکلات غذایی جهان باشد، این روش، هرچند محصولاتی بزرگتر و سریعتر تولید میکند، از سه جهت به طور قابل توجهی نقص دارد: اول، محصول نهایی فاقد مواد مغذی و جوهره واقعی و در نهایت طعم است.
دوم، خود گیاه در شرایطی بسیار غیرطبیعی و سمی رشد میکند، مقادیر غیرعادی از مواد شیمیایی و آفتکشها را در هر مرحله جذب میکند، که باید بر لذت کلی آن از رشد تأثیر بگذارد، و سوم، وقتی گیاه از بین میرود و فرآیند تمام میشود، هیچ میراث مثبتی باقی نمیگذارد – در واقع، زمین اطراف آن را تخلیه میکند. وقتی دانشآموزان در شرایط غیرطبیعی آموزش داده میشوند، با تنها هدف تولید نتایج قابل سنجش، آنها نیز به سه روش مشابه آسیب میبینند:
اول، وقتی آنها تحصیلات خود را با تعداد زیادی مدارک به پایان میرسانند (اگر توانسته باشند از این سیستم عبور کنند)، ممکن است فاقد هرگونه عمق واقعی دانش و توانایی حل مسئله باشند. این به این دلیل است که یادگیری بیش از حد سطحی بوده و تنها بر جنبههایی از یک درس تمرکز دارد که برای آزمونهای استاندارد باید آموخته شوند. مانند ریشههای گیاه هیدروپونیک، سیناپسهای مغز تشویق به گسترش و تقویت نمیشوند، زیرا فرصتی یا نیازی به این کار وجود ندارد. هرچه یادگیری تجویزیتر باشد، شانس کمتری برای دانشآموز وجود دارد که از مسیر خارج شود، کثیف شود و راهحلهایی برای خروج از گل و لای پیدا کند. ضرورت مادر اختراع است، اما وقتی به دانشآموزان چنین فرصتهایی داده نمیشود، آنها ظرفیت فکر کردن روی پای خود و در نهایت فکر کردن برای خودشان در اکثر موقعیتها را از دست میدهند.
دوم، اگر دانشآموزان روز به روز در محدودههای ساختمان مدرسه محبوس شوند، برای مدتهای طولانی در ردیفهای میزها نشسته و تحت زمانبندیهای دقیق زنگها از کلاس به ناهار و دوباره به کلاس هدایت شوند، فرآیند دور کردن جوانان از شرایط طبیعی آنها به خوبی در جریان است. اگر دانشآموزان با اطلاعات بیمعنی و غیرمرتبط که به عنوان یادگیری مبدل شدهاند، غرق شوند، واضح است که از مدرسه لذت نخواهند برد.
حتی معلمان با نیت خوب نیز میتوانند قربانی این سیستم شوند، خودشان از ترس عدم پوشش مواد مورد نیاز عمل کنند. در واقع، آموزش مقدار تعیینشده مواد درسی اکثر موضوعات به هر سطحی از عمق به یک کلاس متوسط، غیرممکن است. برای مهار تمایل طبیعی دانشآموزان به عدم تعامل در چنین زمینه یادگیری، مدارس به طور سطحی دانشآموزان خود را با هشدارهای بیشمار علیه عدم تعامل و تنبیه متخلفان در تلاش برای سرکوب آن تلقین میکنند. جای تعجب نیست که دانشآموزان احساس میکنند مسیرهای یادگیری و رشدشان محدود و یکجهته و سرکوبشده شده است. جای تعجب نیست که آنها به ندرت یادگیری را با شادی مرتبط میکنند.
سوم، به دلیل سطحی بودن یادگیری مورد نیاز برای آزمونهای استاندارد و نبود پایه در خلق دانش، انتقال یادگیری به زمینههای جدید محدود است. این فرآیند پس از دوره امتحانات پاداش کمی به همراه دارد و برای حفظ یادگیرنده یا حتی جامعه اطراف او کار کمی انجام میدهد. دانشآموزی که در گلخانه آزمونهای استاندارد پرورش یافته است، برای فکر کردن خارج از چارچوب، حل مشکلات جدید و در نهایت شکوفایی و مشارکت در دنیای قرن بیست و یکم که به سرعت در حال تغییر است، تلاش میکند.
بزرگسال در حال ظهور قطعاً جوانه نخواهد زد و نسل بعدی را الهام نخواهد بخشید، بلکه به جهان اطراف خود وابسته خواهد بود و آن را تخلیه خواهد کرد تا زنده بماند.
نوشته پرورش دانشآموزانی که مسائل را حل میکنند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته اثرات بلندمدت آموزش از راه دور ممکن است کاملاً بد نباشد اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>کاغذهای تصحیحنشده و کتابهای درسی گرد و خاک میگیرند و راهروهایی که زمانی پر از خندههای دانشآموزان بودند، خالی هستند. با این امید که این همهگیری توانایی یادگیری و رشد را به طور کامل از بین نبرد، معلمان در حال پیادهسازی سبک جدیدی از یادگیری هستند.
ناگهان، خانه کلاس درس جدید است. به جای استفاده از اتوبوس مدرسه، دانشآموزان از فناوریهایی مانند لپتاپ، آیپد و پلتفرمهای دیجیتال مانند زوم و اسکولاجی برای ارتباط با معلمان خود استفاده میکنند.
از یک سو، این زمان ایدهآلی برای چنین تغییر آموزشی است. اگر این اتفاق حتی یک دهه پیش رخ میداد، سیستمهای آموزشی ممکن بود تحت فشار این همهگیری فرو بپاشند. اما کودکان امروزی با فناوری آشنا هستند و اشتیاق سیریناپذیری برای سرگرمی دارند. اگر والدین و معلمان بتوانند این اشتیاق را به سمت مواد آموزشی هدایت کنند، یادگیری الکترونیکی میتواند طبیعی و در عین حال مؤثر باشد.
مزیت بالقوه دیگر این است که بسیاری از والدین اکنون فرصتی دارند تا آموزش فرزندان خود را بهتر و کاملتر درک کنند—اینکه چه چیزی به آنها آموخته میشود و عملکرد آنها در موضوعات اصلی چگونه است. پس از گذراندن این دوره، آنها ممکن است اعتماد به نفس بیشتری برای به عهده گرفتن نقش آموزش در زندگی فرزندان خود پیدا کنند. و با بازگشت والدین به نقش معلم، حتی به طور نسبی، کودکان ممکن است دوباره به والدین خود برای هدایت و دانش نگاه کنند.
اما این تغییر چالشهای واقعی نیز دارد. تعداد کمی از معلمان برای چنین تحول کاملی در چنین زمان کوتاهی آماده بودند. و از آنجا که قرار گرفتن در محیطی جدید با مواد ناآشنا دشوار است، بسیاری از دانشآموزان از تماشای ویدئوهای آموزشی موجود که با روشها و سبکهای تدریس معلمان فعلی آنها مطابقت نداشت، ناراحت شدند. و برای بسیاری از والدین، افزودن عنوان «معلم» تنها لایه دیگری از مسئولیت و تعهد را به آشفتگی مدیریت بقای کووید-۱۹ اضافه کرد.
ما هنوز تأثیر کامل این تغییرات—چه خوب و چه بد—را مشخص نکردهایم. همچنین نمیدانیم که این تغییرات تا چه حد پایدار هستند، بهویژه وقتی در کنار سایر سیستمهای اجتماعی که دهههاست وجود دارند، در نظر گرفته شوند.
آنچه روشن است، این است که دانشآموزان، والدین و معلمان با گزینههای جایگزینی برای اشکال سنتی آموزش یکسان برای همه مواجه شدهاند—رویکردهای مختلف به یادگیری. با این حال، این تغییرات ممکن است برای همه کارساز نباشند. به عنوان مثال، برخی از دانشآموزان با نیازهای ویژه که به کمکهای فردی بیشتری نیاز دارند، ممکن است با ادامه یادگیری حضوری عملکرد بهتری داشته باشند. اما با توجه به اینکه والدین و معلمان سالهاست استدلال میکنند که کودکان مختلف به چیزهای متفاوتی نیاز دارند، دیدن پذیرش و پیشبرد اشکال مختلف یادگیری الکترونیکی ممکن است مردم را تشویق کند تا هر گزینه موجود را کاوش کنند، از جمله آموزش مبتنی بر شایستگی و شخصیسازیشده، به جای پذیرش صرف یک پیشفرض.
راههایی که ویروس کرونا/کووید-۱۹ به طور غیرمستقیم به آموزش سود رسانده است
گرچه این تغییر دشوار بوده است، یادگیری الکترونیکی نیز مزایایی دارد: پذیرش آن به دانشآموزان مهارتهای فناوری جدید و مرتبط میآموزد، به آنها کمک میکند تا یاد بگیرند چگونه مسئولیت آموزش خود را بر عهده بگیرند (چون معلم آنها نیست که آنها را پیش ببرد) و به آنها امکان میدهد منابع جدیدی را کشف کنند. و شاید مهمتر از همه، این روش استرس تلاش برای جا دادن همه چیز در کلاسهای ۵۰ دقیقهای را از بین میبرد و به دانشآموزان اجازه میدهد زمان مورد نیاز خود را به یک تکلیف اختصاص دهند قبل از اینکه به سراغ بعدی بروند.
حتی اگر یادگیری الکترونیکی به عنوان ابزاری ثانویه در مقایسه با استراتژیهای آموزشی سنتی باقی بماند، بحران کووید-۱۹ فرصتی نادر برای مشاهده این است که چگونه اجرای گستردهتر آموزش دیجیتال میتواند کار معلمان مدارس دولتی را که در حال حاضر انجام میدهند، تکمیل کند. به عنوان مثال، اگر دانشآموزان بیشتری تصمیم بگیرند به دلیل اینکه این روش واقعاً برای آنها بهتر کار میکند، در خانه به صورت آنلاین یاد بگیرند، معلمان ممکن است شاهد کاهش تعداد دانشآموزان در کلاس باشند که به آنها امکان میدهد به دانشآموزان سنتی توجه فردی بیشتری بدهند.
دانشآموزان همچنین میتوانند انتخابهای بسیار بیشتری در مورد اینکه با کدام معلم یا متخصص کار کنند داشته باشند، زیرا میتوانند از یادگیری الکترونیکی از راه دور برای ارتباط با هر معلمی در کشور یا جهان استفاده کنند. و یادگیری الکترونیکی میتواند به این معنا باشد که معلمان میتوانند حس فراگیری و پایداری بیشتری را در طول سال تحصیلی حتی برای دانشآموزانی که باید مرتباً جابجا شوند، مانند کودکان تحت سرپرستی یا فرزندان خانوادههای نظامی، فراهم کنند.
صرفنظر از اینکه همه چیز چگونه پیش میرود، یادگیری الکترونیکی واقعیت کنونی ماست. برای اینکه این واقعیت تا حد ممکن برای همه روان و آسان باشد، در اینجا چند منبع آورده شده است که هر کسی میتواند در حالی که همهگیری کنونی ما را در خانه نگه داشته است، از آنها استفاده کند.
۱. ژورنال به طور مداوم فهرست ابزارهای یادگیری الکترونیکی را که شرکتها به صورت رایگان در زمان بسته بودن مدارس ارائه میدهند، بهروزرسانی میکند که میتوانید آن را اینجا پیدا کنید.
۲. وزارت آموزش ایالات متحده فهرستی از فعالیتهای خانگی ارائهشده توسط آژانسهای فدرال مختلف، از جمله ناسا و اسمیتسونیان، ایجاد کرده است که میتوانید آن را اینجا پیدا کنید.
نتیجهگیری
یادگیری الکترونیکی اکنون در سطحی بیسابقه در حال رخ دادن است، زیرا باید از آن استفاده کنیم.
اما این همیشه چنین نخواهد بود. با گذشت زمان، ما میتوانیم انتخاب کنیم که آیا میخواهیم از آن استفاده کنیم یا نه. و بنابراین وظیفه ما در این لحظه جمعآوری هرچه بیشتر اطلاعات و داستانهاست و به این درک برسیم که آموزش همیشه یک کار در حال پیشرفت است.
هرچه سیستم تحصیلی متنوعتر باشد، ما آزادتر و مؤثرتر هستیم و شانس ما برای اینکه واقعاً هیچ دانشآموزی را جا نگذاریم، بهتر است.
نوشته اثرات بلندمدت آموزش از راه دور ممکن است کاملاً بد نباشد اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته چگونه کار کردن از خانه، یادگیری را متحول میکند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.
کسب دانش جهانی و ارتقاء مهارتهای حرفهای. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.
کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد.
نوشته چگونه کار کردن از خانه، یادگیری را متحول میکند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>