نوشته ۴ نکته در طراحی سیستم مدیریت یادگیری برای آموزش الکترونیکی بهتر اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>ایجاد یک سیستم سفارشی میتواند وظیفهای دشوار باشد، و بدون برنامهریزی مناسب، یک پروژه ساده میتواند به یک سردرد بزرگ تبدیل شود. با کمک به تعدادی از مدارس برای طراحی و ساخت سیستمهای سفارشی، در اینجا چهار چیزی که توصیه میکنم هنگام طراحی یا پذیرش یک سیستم مدیریت یادگیری در نظر بگیرید، آورده شده است.
4 نکته طراحی سیستم مدیریت یادگیری برای یادگیری الکترونیکی بهتر
1. تمرکز بر دادهها—برای معلمان و دانشآموزان
این روزها ما به دادهها وسواس داریم، و دلیل خوبی هم دارد: اگر بدانید چه چیزی را دنبال میکنید، بهدست آوردن آن نسبتاً آسان است. در حالی که نمیتوانید از قبل همه چیزهای مفید را شناسایی کنید، یک قدم به عقب بردارید و ارزیابی کنید که امیدوارید چه چیزی یاد بگیرید. فهرستی از اطلاعاتی که نیاز دارید و فهرستی از چیزهایی که دوست دارید داشته باشید، تهیه کنید. برای مثال، آیا نیاز دارید میانگین نمره آزمون دانشآموزان در درس تاریخ را بدانید؟ نرخ حضور در ماه دسامبر چطور؟
دانستن اینکه از قبل به دنبال چه هستید، به شما کمک میکند تعیین کنید چه اطلاعات خاصی باید از کاربران خود جمعآوری کنید.
2. طراحی برای قابلیت استفاده—استفاده از آن را «لذتبخش» کنید
هنگامی که بدانید کاربران باید چه چیزی به شما بگویند، باید این کار را برای آنها آسان کنید. هر جزء از LMS خود را با در نظر گرفتن قابلیت استفاده طراحی کنید. سلسلهمراتبی از اقداماتی که نیاز دارید کاربران انجام دهند، از ضروری به غیرضروری رتبهبندی کنید و از دکمههای برجسته، لینکهای واضح و متن تمیز برای هدایت افراد به آنها استفاده کنید.
همچنین، از آنچه در دسترس است بهره ببرید. چیزهایی مثل ورودهای اجتماعی، پخش ویدئو، تقویمهای اشتراکی، تابلوهای پیام و فرمها همگی در وب رایج هستند و کاربران بلافاصله میدانند با آنها چه کنند. از گوگل، فیسبوک، مایکروسافت ورد و دیگران الهام بگیرید تا تمهای رایج رابطهای وب را بیاموزید و آنها را کپی کنید. کاربرانتان از شما تشکر خواهند کرد.
برای مرجع عالی در طراحی رابطهای کاربرپسند، کتاب «نذار منو به فکر بندازی» نوشته استفن کروگ را توصیه میکنم.
3. از همان ابتدا برای موبایل برنامهریزی کنید
تا سال 2020، بیش از 14 میلیارد دستگاه موبایل در سراسر جهان استفاده میشود، عددی که انتظار میرود تا سال 2023 به نزدیک 17 میلیارد برسد.
علاوه بر این، بیش از نیمی از ترافیک وب از موبایل است—به این معنی که احتمال اینکه دانشآموزان، والدین، اساتید و کارکنان نیاز داشته باشند از LMS در دستگاه موبایل استفاده کنند، نسبتاً بالاست. برای بهینهسازی تجربه آنها، رویکرد طراحی موبایلاول را اتخاذ کنید. به جای ساخت یک وبسایت کامل و استاندارد و سپس کاهش ویژگیها یا کم کردن عملکرد برای نسخه موبایل، ابتدا فقط بر این تمرکز کنید که LMS شما در موبایل چگونه به نظر میرسد و کار میکند.
از خود بپرسید، وظایف اصلیای که معلمان، دانشآموزان، والدین و مدیران باید انجام دهند چیست؟ چه اطلاعات و وظایفی باید همیشه در دسترس باشند؟ اطلاعات در صفحهنمایشهای کوچک چگونه به نظر میرسند؟ چگونه با اطلاعات تعامل میکنید؟
همیشه افزودن پیچیدگی برای تجربه دسکتاپ آسانتر است، اما طراحی موبایلاول تجربهای یکپارچه برای کاربران—هر کجا که باشند—تضمین میکند.
4. برنامه درسی و آموزش را با نقاط قوت LMS خاص خود طراحی کنید
هر پلتفرم متفاوت است و هیچ رویکرد واحدی برای ایجاد LMS کامل نیست. برخی بهعنوان نرمافزار ارزیابی خوب عمل میکنند در حالی که دیگران ویدئو را بهتر مدیریت میکنند. برخی بصری هستند در حالی که دیگران سریع بارگذاری میشوند، مبتنی بر متن هستند و از درسها و بارگذاری صفحات مکرر برای هدایت دانشآموز در مواد استفاده میکنند.
هر رویکردی که دارید، آنچه دانشآموزان میآموزند و چگونه میآموزند را با همکاری نقاط قوت و تواناییهای LMS طراحی کنید، به جای اینکه درسها و واحدهای دیجیتال را طراحی کنید و سپس آنها را به زور در آنچه LMS قادر به انجام آن است، جا دهید.
در حالی که گزینههای سفارشیسازی میتوانند هیجانانگیز باشند، صرف زمان برای در نظر گرفتن این چهار چیز به شما کمک میکند سیستمی بسازید که نیازهایتان را برآورده کند تا بتوانید روی چیزی که مهمترین است تمرکز کنید—ارائه آموزش عالی به دانشآموزان.
نوشته ۴ نکته در طراحی سیستم مدیریت یادگیری برای آموزش الکترونیکی بهتر اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته اهمیت انگیزه ذاتی برای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>و فراتر از آن، چه چیزی آنها را انگیزه میدهد تا در مدرسه درگیر شوند و هدفی که برایشان انتخاب کردهاید را تسلط یابند؟
پاسخها در اینجا بسیار متفاوت است و میتواند تأثیر زیادی بر هر دانشآموز داشته باشد.
بیایید با پاسخهای واضح شروع کنیم. «همه به مدرسه میروند» یا «همه در این روزگار به آموزش نیاز دارند». اگرچه این پاسخهای کلیشهای تا حدی درست هستند. اما اگر یکی از این پاسخهای «چون همه این کار را میکنند» بهترین دلیلی باشد که یک جوان برای حضور در مدرسه ارائه میدهد، جای تعجب نیست که این بچهها درگیر نمیشوند و فقط به این دلیل مدرسه میروند که این کار مرسوم است.
دانشآموزان سال آخر اغلب شعار «باید در مدرسه خوب عمل کنم تا به دانشگاه بروم» را وقتی از آنها درباره دلایل حضور و عملکرد خوب پرسیده میشود، به کار میبرند. این میتواند یک عامل انگیزشی واقعی باشد، بهویژه در خانوادههایی که انتظار موفقیت آکادمیک و شغلی وجود دارد. اما آیا این واقعاً پاسخی است که وقتی این سؤال را مطرح میکنیم میخواهیم؟ خوب عمل کردن فقط برای رسیدن به سطح بعدی در بازیهای ویدئویی خوب است، اما به نظر نمیرسد بهعنوان هدف آموزشی برای یک دانشآموز دبیرستانی الهامبخش باشد.
دلایل بیشمار دیگری وجود دارد که دانشآموزان برای حضور در مدرسه ارائه میدهند، همه معتبر. مانند هر سؤال درباره انگیزه، پاسخهای این سؤال را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دلایل درونی برای حضور در مدرسه و دلایل بیرونی. هر کسی که کتاب «Drive» دن پینک را خوانده یا سخنرانی TED مرتبط را دیده باشد، میداند که انگیزههای بیرونی و درونی برابر نیستند.
روشهای رایج ارزیابی نمونه بارزی از این هستند که چگونه بیش از حد به انگیزههای بیرونی وابستهایم. تا زمانی که بیشتر ارزیابی کنیم تا سنجش، و تا زمانی که بیشتر نمره بدهیم تا بازخورد، انگیزه دانشآموز از جمعآوری این «ارز» که ما آن را نمره مینامیم، ناشی میشود. کسانی که در این ارز ثروتمندترند، بهترین فرصتها را در پایان دبیرستان خواهند داشت، واقعیتی تأسفبار. دانشآموزانی که ما آنها را «کوسههای نمره» مینامیم، صرفاً کسانی هستند که پیام ما را که نمرات خوب (یعنی پاداشهای بیرونی)، برخلاف یادگیری باکیفیت، هدف اصلی سیستمهای آموزشی ماست، به قلب خود گرفتهاند.
انگیزههای بیرونی دانشآموزان را واقعاً در یادگیریشان درگیر نمیکنند، بلکه مدرسه را به یک شغل تبدیل میکنند—چیزی که باید انجام شود. اگر میخواهیم سیستمهایمان تا حد ممکن قوی باشند، باید بهطور صریح انگیزه درونی را در هر یک از دانشآموزانمان پرورش دهیم.
فقط دانشآموزانی که از نظر درونی انگیزه دارند تا در مدرسه درگیر شوند، در نهایت بهطور واقعی به چالش کشیده میشوند، غنی میشوند، انرژی میگیرند و از تجربه خود کاملاً رضایت خواهند داشت. بله، این یک ایدهآل است—اما ارزش آن را دارد که در ذهن نگه داریم.
نوشته اهمیت انگیزه ذاتی برای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته جایگزین بهتری برای نمرهدهی به نوشتههای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>در حال طوفان فکری برای یافتن راههایی برای استفاده از فناوری برای کمک به دانشآموزان در بهبود نوشتنشان بودم و بارها و بارها به فرآیند نوشتن و اهمیت آن برای کیفیت آنچه نویسنده در نهایت به دست میآورد فکر میکردم.
نوشتن عالی از ابتدا آغاز میشود، چه با یک ایده، نیاز، هدف در زمینه اجتماعی یا جرقه الهام. هرچه که باعث شروع نوشتن میشود—آنچه در ابتدا خلق میشود مثل تکهای گِل است. بدون آن گِل، چیز زیادی نمیتواند اتفاق بیفتد و کیفیت آن گِل مهم است؛ بافت، خلوص، قوام و ترکیب کلی آن حرفهای زیادی درباره آنچه میتواند تولید کند، دارد. به طور کلی، آنچه میتوانید با آن گِل خلق کنید به کیفیت و کمیت آن گِل بستگی دارد.
به عبارت دیگر، خود فرآیند نوشتن همه چیز است. لازم نیست هر بار به یک شکل استفاده شود و این موضوع بحث دیگری برای روز دیگری است و من فقط به طور خلاصه به آن اشاره میکنم زیرا بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که این پست را بخوانید و سپس «کوشش در فرآیند نوشتن» را به زور به حلق نویسندگان/دانشآموزان مشتاقی فرو کنید که فقط نیاز دارند باور کنند میتوانند بنویسند و سپس فرصتی برای انجام این کار در محیطی پرورشدهنده داشته باشند.
همه اینها من را به عنوان پست میرساند. به جای نمره دادن به نتیجه نهایی آن فرآیند (محصول نهایی)، کیفیت استفاده دانشآموز از فرآیند نوشتن را نمره دهید—بهطور ایدهآل بر اساس نقاط قوت و ضعف خاص آنها و هدف و مخاطب تکلیف نوشتن.
استفاده از فرآیند نوشتن سالها تمرین میطلبد زیرا تولید نوشتاری عالی نیازمند دید مداوم و پالایش است. این نیازمند آن است که نویسنده بفهمد چه میخواهد بگوید و سپس آن را به گونهای بیان کند که تأثیری بر جهان بگذارد. تحقیق، سازماندهی ایدهها، ساختار پاراگراف، ساخت جمله، واژگان، نقطهگذاری، قانونشکنی، لحن، ابزارهای ادبی—استفاده از این ایدهها برای انتقال ایدههای پیچیده کار سختی است.
به همین دلیل است که نوشتن کمتر یک فعالیت و بیشتر یک فرآیند است، نه چندان متفاوت از فرآیند علمی. در حالی که ممکن است برای حرفهایها این کار را انجام دهیم، منطقی نیست که کودکان را در انجام علم بر اساس دقت دادههایشان نمره دهیم. بلکه، توانایی و تمایل آنها به استفاده از فرآیند علمی برای آزمایش نظریهها و جمعآوری دادهها بسیار مهمتر خواهد بود.
برای آماتورها در بسیاری از زمینهها، فرآیند بسیار مهمتر از محصول است.
اگر این اهداف (یا اهدافی مشابه) تا حدی درست باشند، پس یک جایگزین مناسب برای نمره دادن به نوشته دانشآموز، نمره دادن به این است که آیا دانشآموز مینویسد و چگونه از فرآیند نوشتن به شکلی که برایش منطقی است استفاده میکند.
و به گونهای که نشاندهنده مالکیت آن فرآیند نوشتن باشد که مدتها پس از ترک کلاس شما ادامه خواهد یافت.
نوشته جایگزین بهتری برای نمرهدهی به نوشتههای دانشآموزان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته وقت آن رسیده که در مورد نوشتن در کلاس درس متفاوت فکر کنیم اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>در گذشته، سواد—توانایی خواندن، نوشتن و درک—حوزه معلمان زبان و ادبیات انگلیسی (و در جاهای دیگر جهان، معلمان ادبیات و نگارش) بوده است.
محدود کردن هنر نوشتن به یک حوزه محتوایی خاص، ذهن دانشآموزان را به گونهای تغییر داده که اکنون تازه در حال آشکار شدن است، زیرا به معلمان ریاضی گفته میشود که نوشتن را آموزش دهند. دانشآموزان اکنون عادت کردهاند درکهای ابتدایی خود را در برگههای خروجی با جملات ناقص بیان کنند، یادداشتهایی بنویسند که بهخوبی ایدههای دیگران را مرتب میکنند و در غیر این صورت از مسئولیت ساختن استدلالهای جذاب که دیدگاههای متعدد را روزانه ترکیب میکنند، شانه خالی کنند.
بنابراین ما—معلمان زبان و ادبیات انگلیسی—با دادن سازماندهندههای گرافیکی پرکن-جایخالی به آنها پاسخ میدهیم که آنها را ترغیب میکند تا دلیل اول، دلیل دوم و دلیل سوم را در جملات واضحی که از پیچیدگی یا استقامت فکری دوری میکنند، ارائه دهند، مشروط بر اینکه «نوشته» آنها به فرم مورد انتظار پایبند باشد.
و همان سازماندهندههای گرافیکی را به معلمان سایر حوزههای محتوایی که درخواست منابع میکنند، میدهیم.
اکنون، نسلها بعد، ایده نوشتن درباره ریاضی یا علوم نه تنها چالشبرانگیز، بلکه اجباری و ناجور به نظر میرسد. علوم و ریاضی، اگر بهدرستی آموزش داده شوند، بیشتر شبیه فلسفهها و روشهایی برای درک جهان هستند تا «حوزههای محتوایی»، که تعداد بینهایتی از موضوعات را برای ترغیب دانشآموزان به نوشتن ارائه میدهند.
این قرن بیست و یکم است، و تفکر قرن بیست و یکم متفاوت است.
در حالی که پر از ارتباطات، همکاری و امکانات خیرهکننده است، عصر یادگیری قرن بیست و یکم، عصر شیفتگی به تصویر، نمایش بصری، هشدارهای چشمکزن، هوسهای بیپایان در دسترس و الگوهای ارتباطی شناختی محدود است.
و در پاسخ توانمند، نوشتن میتواند پاسخی باشد که همیشه به دنبالش بودیم، درست زیر بینیمان.
نوشته وقت آن رسیده که در مورد نوشتن در کلاس درس متفاوت فکر کنیم اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته مبانی اجتماعی-عاطفی بازگشت به مدرسه: رابطه، ریتم، رهایی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>و این احساسات در ما بزرگسالان نیز بازتاب خواهد یافت. برای معلمان ما، علاوه بر تجربههای احساسی خودشان، از آنها خواسته شده است که به عنوان رهبرانی دلسوز، دانشآموزان را به مکانی هدایت کنند که بتوانند با هم یاد بگیرند.
این یک رقص چالشبرانگیز خواهد بود. معلمان ما تغییرسازان واقعی هستند. آنها تأمینکنندهاند و رهبرانی هستند و این دوره تاریخی نقش حیاتی آنها در سلامت عاطفی کودکان ما را برجسته خواهد کرد.
پس، چگونه میتوانیم از آنها حمایت کنیم تا از یادگیری کودکانمان پشتیبانی کنند؟ به عنوان والدین و مدیران مدرسه، میتوانیم درباره «یادگیری» آرام باشیم و اعتماد کنیم که به موقع فرا خواهد رسید. مدارس اکنون باید تمرکز خود را به اصول اولیه عاطفی قبل از اصول آکادمیک معطوف کنند. معلمان، انسانها را آموزش میدهند، نه موضوعات. و هنگامی که بتوانند ابتدا بر حمایت از سلامت عاطفی تمرکز کنند، یادگیری فرصت پیدا خواهد کرد تا جا بیفتد.
بیایید نگاهی دقیقتر به سه اصل اساسی عاطفی بیندازیم:
رابطه
آنچه دانشآموزان ما از ما نیاز دارند، خودمان هستیم. آنها باید بدانند که ما برایشان هستیم و برایمان اهمیت دارند. مسئله چندان به آنچه میگوییم نیست—بلکه به این است که در حضور ما چه احساسی دارند: دعوتشده، پذیرفتهشده و دیدهشده.
در این زمان پرتلاطم عاطفی، باید دعوتهای آگاهانهای به رابطه ایجاد کنیم تا دانشآموزانمان احساس ارتباط با ما داشته باشند. این ممکن است به معنای آیینهای خوشآمدگویی خاص در ابتدای هر روز یا فعالیتهای بازیگونهای باشد که ما نیز در آنها شرکت کنیم. این تمرینهای دلبستگی میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا با ما احساس ارتباط کنند و اضطرابشان کاهش یابد.
ریتم
کودکان به ریتم نیاز دارند.
روالها، آیینها و ساختارهای ثابت به کودکان کمک میکنند تا احساس امنیت کنند. آنها میتوانند به اینها تکیه کنند و به آنها وابسته باشند. اما در حال حاضر، اکثر کودکان دقیقاً برعکس این را تجربه میکنند. و با بازگشت به مدرسه، ممکن است هیچ تصوری از «نرمال جدید» نداشته باشند. ما میتوانیم با ایجاد سریع روالهای جدید که دانشآموزان بتوانند به آنها اعتماد کنند و حول آنها جهتگیری کنند، حس امنیت ایجاد کنیم. این به ایجاد ریتمی در روزهایشان کمک میکند و میتواند در این زمانهای غیرقابلپیشبینی، حس پیشبینیپذیری ارائه دهد.
رهایی
احساسات دانشآموزان ما قطعاً برانگیخته خواهد شد. و میدانیم که وقتی احساسات برانگیخته میشوند، به جایی برای رفتن نیاز دارند. یافتن راههای سالم برای هدایت پیشدستانه این انرژی عاطفی برای دانشآموزان میتواند به کاهش فورانهای خطرناک یا مخرب کمک کند. ادغام خروجیهای روزانه برای رهایی میتواند بهویژه برای حمایت از دانشآموزان در تخلیه ناامیدی قبل از اینکه به پرخاشگری منجر شود، مفید باشد.
این خروجیها همچنین میتوانند به دانشآموزان کمک کنند تا درباره احساساتشان تأمل کنند و آنها را به روشهایی بیان کنند که باعث شرمندگیشان نشود. زیبایی این تمرین در این است که ما حتی نیازی به دانستن دقیق آنچه برای یک کودک در جریان است نداریم. ما فقط راهی را برای بیان و رهایی غیرمستقیم احساسات به شیوهای طبیعی فراهم میکنیم—چه از طریق موسیقی، حرکت فیزیکی، داستانها یا قصهگویی، نوشتن، شعر، نمایش، هنر یا حتی صرفاً بودن در فضای باز. همه این خروجیها قدرتمند هستند زیرا به ما کمک میکنند به احساساتمان نزدیکتر شویم و حس رهایی و آرامش عاطفی را تجربه کنیم.
بازگشت به مدرسه در این زمان آسان نخواهد بود. ما باید خلاق باشیم و خارج از چارچوب فکر کنیم. ممکن است لازم باشد عضلاتی را که هرگز نمیدانستیم داریم، بکشیم. اما یادآوری این نکته ممکن است مفید باشد که این زمانی برای تمرکز بر نتیجه و عملکرد، پیشی گرفتن یا حتی جبران عقبماندگی نیست. تغییر توجه به مسائل قلبی به دانشآموزان کمک میکند تا احساس امنیت کنند. این همان چیزی است که صحنه را برای یادگیری آماده میکند—وقتی کودکان آماده باشند.
در این میان، بیایید با دانشآموزان و خودمان صبور باشیم. همه ما در این راه با هم هستیم.
نوشته مبانی اجتماعی-عاطفی بازگشت به مدرسه: رابطه، ریتم، رهایی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته چالش یادگیری جهانی در آموزش عمومی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>حتی وقتی مورد توجه قرار میگیرد، اغلب پر از لفاظی و احساسات است—در لحنهایی از اشتیاق بحث میشود (ما باید این کار را بکنیم—دانشآموزان شایسته آن هستند!) و کلیشههای خاکستری (ما هفته گذشته با یک کلاس در پرو زوم کردیم—اگر این جهانی نیست، نمیدانم چیست).
در محیطهای آزمونهای پرمخاطره که در بسیاری از مؤسسات یادگیری رسمی رایج است، تمرکز بر استانداردها و تسلط بر استانداردهاست. «جهانیسازی» یک ایده متکبرانه و «آسمانی» است که فقط هنگام تماشای یکی از ویدئوهای «تغییر رخ میدهد» در یوتیوب یا رویاپردازی در مسیر بازگشت از یک روز چالشبرانگیز در کلاس به ذهن میآید، جایی که زمانی برای تأمل صادقانه—در تنهایی—درباره نوع آموزشی که معلمان فقط آرزوی ارائه آن به دانشآموزان را دارند، وجود دارد.
اکنون بیش از یک دهه از قرن بیست و یکم گذشته است و فشار عظیمی برای «جهانیسازی» آموزش وجود دارد. اینکه این دقیقاً به چه معناست، به طور جهانی توافق نشده است.
برای آموزش، جهانیسازی نتیجه ماکروی طبیعی قرارگیری میکرو معنادار است.
جهانیسازی یک برنامه درسی به نظر اولیه آن چیزی نیست که به نظر میرسد. برای جهانیسازی، از کوچک—از خود—شروع کنید.
اکنون بیش از یک دهه از قرن بیست و یکم گذشته است و فشار عظیمی برای «جهانیسازی» آموزش وجود دارد. اینکه این دقیقاً به چه معناست، به طور جهانی توافق نشده است. در بازارهای بزرگ جهانی، دنیای تجارت دههها پیش جهانی شد، فراتر از بازارهای داخلی در جستجوی مخاطبان متنوعتر و سودهای قویتر.
و در حالی که بازیگران اصلی در تجارت همچنان در بازارهایی که فرهنگ و عادات خریدشان با بازارهای داخلی متفاوت است، آزمایش میکنند و راه خود را پیدا میکنند، حوزه آموزش کندتر این مسیر را دنبال کرده است.
این امر وقتی عجیبتر میشود که رابطه بین آموزش و سیستمهای اقتصادی را در نظر بگیریم. اگر یکی از اهداف آموزش آمادهسازی یک «نیروی کار» باشد، هرچه سیستم آموزش با نیروی کار موازیتر باشد، ممکن است «اتلاف» کمتری وجود داشته باشد. در حالی که صنعتیسازی، تجاریسازی، دین و فناوری همگی از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عبور میکنند، آموزش به شکلی ناجور عقب میماند.
شگفتانگیزترین واقعیت اینجا ممکن است قدرت تکاندهنده تضاد باشد: ذینفعان آموزش در همه جا برای تغییر تلاش میکنند—حرکتی معنادار و پایدار در جهتی جدید—اما در کل آموزش، پیشرفت نسبتاً کمی در مقایسه با حوزههای مرتبط مانند علم، فناوری، سرگرمی و تجارت وجود دارد.
برای آموزش، جایی یک بند وجود دارد، که احتمالاً ریشه در احساسات و جدایی دارد. فرآیند یادگیری چنان از نظر فرهنگی از جوامعی که برای خدمت به آنها طراحی شده جدا شده است که خانوادهها دیگر مطمئن نیستند آموزش باکیفیت چگونه به نظر میرسد، که منجر به اعتماد کورکورانه به یک سیستم آموزشی میشود که خود برای برنامهریزی، سنجش و اصلاح یادگیری تلاش میکند، در حالی که خانوادهها کنار ایستادهاند و از نقش خود مطمئن نیستند.
جهانیسازی کمتر یک ابتکار واحد است تا نتیجه هزاران ابتکار، که بسیاری از آنها در حال حاضر توسعهنیافته هستند. هنگام تعریف یک «برنامه درسی جهانی»، یکی از مسائلی که باید با آن مواجه شد، مسئله دیدگاه است: آیا همه ما تعریف یکسانی از «جهانی» داریم، و آیا کلمه «برنامه درسی» را روی یک زمینه مشترک درک میکنیم؟
به طور خلاصه، بیایید توافق کنیم که در این زمینه، «جهانی» کلمهای است که هر چیزی را که واقعاً در سطح جهانی در آگاهی، وابستگی متقابل و کاربرد آن است، توصیف میکند. بلافاصله، مقیاس چنین تلاشی باید در بهترین حالت ترسناک و در بدترین حالت غیرممکن با هر درجهای از صمیمیت به نظر برسد. فراتر از آنچه زمینشناختی و جوی است، چیزهای کمی میتوانند واقعاً تمامیت خود را در حالی که «جهانی» هستند حفظ کنند. جهانی به معنای مقیاسی است که نه تنها جاهطلبانه و جامع، بلکه به تعریف فراگیر است. چیزها نمیتوانند «تا حدی جهانی» باشند، همانطور که چراغها نمیتوانند تا حدی روشن شوند.
پس اگر «جهانی» کاملاً وابسته به هم و فراگیر است، برنامه درسی چه میشود؟ برای این مقاله، میگوییم که یک برنامه درسی مجموعهای عمداً طراحیشده از محتوای یادگیری و تجربیات است. ممکن است کم و بیش برنامهریزیشده و نوشتهشده باشد، از یک نقشه برنامه درسی به واحدها، درسها و فعالیتها به عقب طراحی شده باشد، یا بسیار بازتر به عنوان «مسیرهای یادگیری»، که هر کدام یک سبک متفاوت از برنامه درسی هستند. برای روشن شدن، استانداردهای یادگیری مانند Common Core برنامه درسی نیستند، بلکه موادی هستند که میتوانید با آنها برنامه درسی خود را بسازید.
پس یک «برنامه درسی جهانی» چه چیزی را مستلزم و دلالت میکند؟ و چگونه از اینجا به آنجا میرسیم؟
اصطلاح «جهانی» به سمت معانی تجاری، بازاریابی و فناوری گرایش دارد، که همیشه خطرناک است. جاهطلبی رهبران تجاری، مخترعان فناوری و دانشمندان به طور یکسان کمتر به عملی احترام میگذارد تا به ممکن. در حالی که این در تئوری هیجانانگیز است، اما غروری را به رخ میکشد که باید هشداری برای حوزههایی باشد که بیش از پول یا سهامداران چیزی برای از دست دادن دارند.
نوشته چالش یادگیری جهانی در آموزش عمومی اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته دقیقاً چگونه فناوری میتواند خواندن را بهتر کند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>با شخصیسازی بیشتر، دسترسی بیشتر و اتصال بیشتر، باید نسلی از خوانندگان نزدیک ایجاد کنیم که نتوانند سیر شوند. پس اگر این اتفاق نمیافتد، سؤالم این است که چرا؟ قطعات موجود هستند.
از طریق برنامههایی با اجزای اجتماعی، خوانندگان میتوانند از طریق متون به هم متصل شوند. گروههای خواندن، مسابقات خواندن، دلایل خواندن، پیشنهادات کتاب، ایجاد اعتبار اجتماعی برای فرآیند خواندن و غیره وقتی خواندن، حداقل در سطحی، عملی اجتماعی باشد، ممکن است.
خیر، همیشه نیازی به «متصل بودن» نداریم. این یک موقعیت یا/یا نیست. میتوانیم با کتابمان تنها باشیم و سپس واکنشمان به کتاب را اجتماعی کنیم. میتوانیم ایدهای برای یک کتاب بگیریم و سپس تنها بخوانیم، سپس دوباره بعد از آن اجتماعی کنیم. میتوانیم یک ایده را «اجتماعی» کنیم و دانش پیشزمینهای برای یک فصل خاص در یک کتاب به دست آوریم، سپس تنها بخوانیم و بعد از آن اصلاً «اجتماعی» نکنیم. نکته این است که ما میتوانیم انتخاب کنیم با چه کسی اجتماعی کنیم یا نکنیم، کی و چگونه.
ما این انتخاب را داریم.
با الگوریتمهای یادگیری تطبیقی، خوانندگان میتوانند سرعت، تنوع، پیچیدگی و فرم مواد خواندنی خود را به صورت آنی شخصیسازی کنند.
از طریق ویترینهای دیجیتال، کتابهای الکترونیکی رایگان، فیدهای RSS، مجلات اجتماعی و غیره، هرگز زمانی نبوده که دانشآموزان محتوای بیشتری در دسترس داشته باشند. این کتاب را با یک خواننده الکترونیکی مانند کیندل یا آیبوکز دوست دارید؟ اینجا ۲۵ مورد مشابه آن است.
همچنین، اینجا ۱۰ نویسنده دیگر هستند که کسانی که این کتاب را دوست داشتند، آنها را نیز دوست داشتند.
و اینجا ۷۵۰ نقد است که میتوانید آنها را بررسی کنید تا حس کنید دیگران چه فکر میکنند. و لطفاً، یک نمونه رایگان از هر کتابی که دوست دارید دانلود کنید.
و انتشار هرگز آسانتر از این نبوده، بنابراین در حالی که این به این معناست که آشغال بیشتری وجود دارد، تنوع بیشتری هم وجود دارد. داستانهای هواداری منفجر شدهاند. اگر چیزی که دوست دارید پیدا نمیکنید، تلاش نمیکنید.
فناوری به خوانندگان اجازه میدهد متون را حاشیهنویسی کنند و یادداشتها را به اشتراک بگذارند، که این تعاملی فیزیکی و «اجتماعی» است. همچنین برنامههایی وجود دارند—مثلاً برنامههای نویز سفید—که میتوانند حواسپرتیهای کلاس را مسدود کنند و غیره. قبل از اینکه فناوری را به خاطر «پرت کردن حواس» دانشآموزان سرزنش کنید، مطمئن شوید که با خودتان صادق هستید که آنها بدون فناوری چقدر متمرکز بودند.
بیایید خواندن را به سه دسته جداگانه تقسیم کنیم: قبل از خواندن، حین خواندن و بعد از خواندن.
در هر یک از این زمانها، خوانندگان نیازهای متفاوتی دارند.
قبل از خواندن: یک خواننده جوان که داستانی در یک فرهنگ متفاوت را شروع میکند، ممکن است از تماشای یک ویدئوی یوتیوب درباره آن فرهنگ یا خواندن یک مرور کلی سریع در ویکیپدیا درباره آن سود ببرد.
حین خواندن: یک دانشآموز دبیرستانی که شعری را میخواند ممکن است بخواهد اشارات ادبی در آن شعر را در گوگل جستجو کند تا بهتر بفهمد چه چیزی را میخواند.
بعد از خواندن: یک دانشجوی دکتری ممکن است بخواهد مطالعات قبلی نویسندگان آن مطالعه را بررسی کند تا ادعایی که مطرح شده را ارزیابی کند—یا به دنبال دادهای دیگر در مطالعه برای یادگیری بیشتر برود.
نکته این است که فناوری (اگر به خوبی استفاده شود) «معناسازی» را بهبود میبخشد. خیر، این کاملاً ضروری نیست، همانطور که من نیازی به رانندگی با ماشین برای رفتن به هنری کانتی، کنتاکی ندارم. میتوانم پیاده بروم اگر بخواهم—و پیادهروی مزایایی دارد. ماشینها «برتر» نیستند. اما به لطف آن فناوری، من این فرصت را دارم.
تحلیلها میتوانند برای تمرین خواندن تحلیل شوند—زمان صرفشده برای خواندن، تعداد دفعاتی که خوانندگان روی کلمات خاصی کلیک کردهاند و غیره. میدانم این مبهم است. من متخصص خواندن یا توسعهدهنده برنامه نیستم. نکته این است که دادهها میتوانند برای نگه داشتن همه خوانندگان در «نقطه شیرین سواد»شان استفاده شوند، از خوانندگان ضعیف حمایت کنند، خوانندگان پیشرفته را به چالش بکشند و به خوانندگان در سطح کلاس انتخاب بدهند.
دادههای شماره ۶ را بگیرید و یک ترکیب قدرتمند خواهید داشت. این به معنای ساختار جمله، نحو، واژگان و غیره کمتر یا پیچیدهتر است. پلتفرمهایی مانند اپیک ریدر و نیوز-او-ماتیک تطبیق یک خواننده با سطح متن را آسانتر میکنند، همانطور که برنامهها و نرمافزارهای دسکتاپ متعددی این کار را میکنند.
و با استفاده از برنامههای خواننده الکترونیکی، دانشآموزان میتوانند روی یک کلمه ضربه بزنند و تعریف آن را فوراً دریافت کنند. نه اینکه حتماً این کار را بکنند—خواندن نزدیک همچنان مسئلهای از اراده است. اما میتوانند.
با برنامههایی که تمرین کلمات دیداری را ممکن میکنند، برنامههایی که صراحتاً برای افزایش سرعت خواندن طراحی شدهاند و برنامههایی که زمان صرفشده برای خواندن، کلمات خواندهشده در دقیقه و غیره را اندازهگیری میکنند، بیش از پیش سرعت خواندن قابل مشاهده است و سرعتهای بالاتر خواندن معمولاً به افزایش درک مطلب منجر میشود.
نوشته دقیقاً چگونه فناوری میتواند خواندن را بهتر کند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته چرا مدارس دولتی باید به استفاده از آموزش از راه دور ادامه دهند؟ اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>میدانم به این سادگی نیست. همانطور که هفته گذشته در معلمان در خط مقدم مبارزه با کووید-۱۹ هستند نوشتم، معلمان اکنون در نوعی مخمصه هستند. در حالی که کووید-۱۹ در ایالات متحده با هیچ نشانهای از کاهش در آینده نزدیک در حال جولان است، دونالد ترامپ و بتسی دوواس اخیراً فشار تهاجمیای برای بازگشایی ساختمانهای مدارس در پاییز آغاز کردهاند.
در حالی که اثرات منفی یادگیری از راه دور به خوبی بررسی شدهاند، چیزهای کمی کاملاً بد هستند. ما اشاره کردهایم که اثرات بلندمدت یادگیری از راه دور مزایایی نیز دارند. مارک سیگل، معاون مدیر مدرسه دلفیان، درباره این صحبت کرد که چگونه یادگیری از راه دور میتواند به والدین نگاهی نزدیکتر به آنچه فرزندانشان واقعاً یاد میگیرند، بدهد.
«مزیت بالقوه دیگر این است که بسیاری از والدین اکنون فرصتی دارند تا آموزش فرزندان خود را بهتر و کاملتر درک کنند—اینکه چه چیزی به آنها آموخته میشود و عملکرد آنها در موضوعات اصلی چگونه است. پس از گذراندن این دوره، آنها ممکن است اعتماد به نفس بیشتری برای به عهده گرفتن نقش آموزش در زندگی فرزندان خود پیدا کنند. و با بازگشت والدین به نقش معلم، حتی به طور نسبی، کودکان ممکن است دوباره به والدین خود برای هدایت و دانش نگاه کنند.»
دوباره—من فقط یک طرف این موضوع را کاوش میکنم. چیزهای زیادی برای در نظر گرفتن وجود دارد. اما در حالی که من باور دارم که بازگشایی ساختمانهای مدارس در ایالات متحده در پاییز ۲۰۲۰ از نظر کووید خطرناک است، این پست درباره اپیدمیولوژی نیست. بلکه، درباره شتاب موجود است—با وجود شکستها و کاستیهای اغلب قابل توجه—که تاکنون با یادگیری از راه دور ایجاد شده است.
بنابراین، چند بیانیه.
۷ دلیل که چرا مدارس در ایالات متحده باید به استفاده از یادگیری از راه دور ادامه دهند
۱. آینده نزدیک یادگیری تقریباً قطعاً یادگیری ترکیبی است—ترکیبی از آموزش دیجیتال و حضوری.
۲. با حرکت به سمت یادگیری از راه دور، مدارس مجبور شدهاند منابع و کاستیهای منابع لازم برای ادغام معنادار یادگیری الکترونیکی در راستای یادگیری از راه دور را بررسی کنند.
۳. این فرآیند برنامه درسی (آنچه آموخته میشود)، آموزش (چگونه تدریس میشود) و منابع پشتیبانیکننده (مانند زوم و مایکروسافت تیمز) را مجبور کرده است که با هم طراحی و بازطراحی شوند.
۴. این فرآیند کند و دست و پا گیر بوده و احتمالاً منجر به «افت یادگیری» شده است. اما «افت» در مقایسه با چه؟ بودن در یک فضای فیزیکی امن—فضایی که احتمالاً برای ۶ ماه یا بیشتر وجود نخواهد داشت؟
۵. از این منظر، میتوان آنچه ما انجام میدهیم را به عنوان بخشی از یک «افت اجرایی» در نظر گرفت—افت موقتی قبل از یک سود بزرگتر.
۶. البته، هیچکس نمیداند در آینده با کووید-۱۹ یا با یادگیری از راه دور و اثرات بلندمدت آن چه خواهد شد. من آن را به عنوان چیزی بهویژه مؤثر یا نوآورانه معرفی نمیکنم. آنچه پیشنهاد میکنم این است که ما قبلاً این افت را تجربه کردهایم و شروع به سازگاری کردهایم.
و با توجه به اینکه آینده نزدیک یادگیری احتمالاً ترکیبی است، شاید منطقی باشد که حتی اگر ساختمانهای مدارس در پاییز بتوانند با خیال راحت بازگشایی شوند (که بعید به نظر میرسد)، این مسیر را ادامه دهیم. این ساختمانها همچنان میتوانند از دانشآموزانی که به حمایت این فضاها و منابع مدارس و معاشرت با همسالان خود نیاز دارند، پشتیبانی کنند—فقط لازم نیست شبیه مدرسهای باشد که آنها به یاد دارند.
۷. میدانم که این همه بعید است رخ دهد، اما فکر کردم باید گفته شود: آینده نزدیک یادگیری ترکیبی است و ما یک قرن را صرف توسعه فضاهای فیزیکی کردهایم.
شاید بتوانیم شش یا هشت ماه دیگر را صرف توسعه فضاهای دیجیتال نیز کنیم—نه به عنوان یک حاشیه، بلکه به عنوان نقطه کانونی یک تجربه یادگیری شخصیسازیشدهتر.
نوشته چرا مدارس دولتی باید به استفاده از آموزش از راه دور ادامه دهند؟ اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته تعریف یادگیری همزمان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>در تعریف یادگیری ناهمزمان، من پیشنهاد کردم که یادگیری ناهمزمان زمانی است که دانشآموزان یک چیز را در زمانهای مختلف یاد میگیرند. واضح است که این موضوع بیش از اینهاست، اما این جوهره آن در اکثر کلاسهای دیجیتال و محیطهای یادگیری مرتبط است. ایده اصلی «با هم بودن» است (ایدهای که اغلب به معنای «یکسان» است).
یادگیری همزمان چیست؟ یادگیری همزمان زمانی است که دانشآموزان یک چیز را در یک زمان مشخص یاد میگیرند—مثلاً از طریق یک سخنرانی (چه آنلاین و چه حضوری). یادگیری همزمان نوعی یادگیری گروهی است که به شکلی متحد در زمان و مکان انجام میشود—یعنی دانشآموزان به طور کلی محتوا یا محتوای مشابهی را تقریباً در یک زمان و معمولاً در یک مکان یاد میگیرند.
برخلاف یادگیری ناهمزمان، یادگیری همزمان با تم «با هم بودن» مشخص میشود و همه مزایا و معایب انجام کاری به صورت گروهی را با خود به همراه دارد. اگر اینها را به عنوان ویژگیها یا محدودیتها در نظر بگیرید—یعنی زمان، مکان و سرعت (اینکه یادگیری کی، کجا و توسط چه کسی کنترل میشود)، به این بستگی دارد که چگونه همه اینها را چارچوببندی میکنید—تعصبات و تجربیات شما و غیره. اما به طور خلاصه، این تعریف یادگیری همزمان است.
به طور سنتی، یادگیری همزمان و ناهمزمان به عنوان انواع یادگیری الکترونیکی در نظر گرفته میشوند، اما اکثر کلاسهای حضوری فیزیکی که شامل سخنرانی، بحث گروهی و فعالیتهای مشارکتی هستند، از نظر فنی «همزمان» هستند. این در تضاد با یک محیط یادگیری خودراهبر است که در آن دانشآموزان به طور «مستقل» از یکدیگر یاد میگیرند—بهویژه محتوای یکسان، که از نظر فنی ناهمزمان خواهد بود.
ویکیپدیا توضیح میدهد که «دانشآموزانی که یک پخش زنده وب از یک کلاس را تماشا میکنند، در حالی که همزمان در یک بحث شرکت میکنند. یادگیری همزمان میتواند با مشارکت دانشآموزان و مربیان در یک کلاس از طریق یک ابزار کنفرانس وب تسهیل شود. این تجربیات همزمان میتوانند برای توسعه و تقویت روابط مربی-دانشآموز و دانشآموز-دانشآموز طراحی شوند، که در برنامههای یادگیری از راه دور میتواند چالشبرانگیز باشد.»
در حالی که از نظر تاریخی، اکثر یادگیریهای الکترونیکی به طور اجتنابناپذیر ناهمزمان بودند، رشد فناوری کامپیوتر—از جمله پهنای باند، پخش ویدئو، پیامرسانی و چت، رسانههای اجتماعی و غیره—امکان همزمانتر شدن یادگیری آنلاین را فراهم کرده است. این آن را بیشتر با آموزش حضوری که در اکثر مدارس و نواحی K-12 امروز رخ میدهد، همراستا میکند. یادگیری همزمان آنلاین معایبی دارد (که شامل دینامیکهای جدید برای تعامل دانشآموزان، مدیریت کلاس و شخصیسازی یادگیری میشود)، اما همچنین مزایایی دارد از جمله تعاریف جدید برای اجتماع، امکانات جدید برای بحثهای پشتصحنه، و توانایی ضبط و بازپخش تجربیات یادگیری در طول زمان.
ما در یک پست بعدی به نمونههایی از یادگیری همزمان خواهیم پرداخت، اما چند مورد شامل آزمونها، اکثر فعالیتهای کلاسی، سخنرانی کلاسی (چه آنلاین و چه آفلاین)، بحث گروهی حضوری، یادگیری مبتنی بر پروژه مشارکتی حضوری، مناظره، بحث سقراطی، جلسات یادگیری زمانبندیشده یا ارزیابی رسمی به عنوان یادگیری (آزمایش)، و غیره میشود.
نوشته تعریف یادگیری همزمان اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>نوشته پرورش دانشآموزانی که مسائل را حل میکنند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>دفعه بعد که درسی را تدریس میکنید، تعداد سؤالاتی که دانشآموزان میپرسند را بشمارید.
وقتی دانشآموزان به سمت مسیر باریک آزمونهای استاندارد هدایت و محدود میشوند، چنان با ترس از شکست تلقین شدهاند که فقط یک احمق جرأت میکند از مسیر اصلی خارج شود. ما毕竟 در مورد جوانان صحبت میکنیم و به سختی میتوان انتظار داشت که آنها علیه این سیستم شورش کنند (با توجه به این ممکن است شما را وادار کند درباره آن دانشآموزانی که واقعاً این کار را میکنند، تجدید نظر کنید). پیامدهای انحراف چنان شدید است: وعده بیکاری؛ شرم شکست؛ خشم مدرسه. جای تعجب نیست که دانشآموزان از ریسک کردن و فکر کردن برای خودشان میترسند و چرا این همه سؤال غیرضروری پرسیده میشود.
برای افزودن توهین به آسیب، وقتی دولتها در حکمت خود تصمیم میگیرند که راهحل برای اطمینان از پیشرفت در آموزش، استانداردسازی بیشتر آزمونهاست، آنها مدارس را مجبور میکنند تا برنامههای درسی را بیشتر محدود کنند. آنها فرصتهای کاوش خلاقیت در موضوعات را کاهش میدهند. آنها یک درس را به پوسته کمی خود تقلیل میدهند و با این کار فرصتهای دانشآموزان برای توسعه استراتژیهای حل مسئله را کاهش میدهند. اساساً، آنها مدارس را مجبور میکنند تا دانشآموزان هیدروپونیک تولید کنند.
در حالی که استفاده از هیدروپونیک برای پرورش میوهها و سبزیجات به نظر میرسد بلیط طلایی برای حل مشکلات غذایی جهان باشد، این روش، هرچند محصولاتی بزرگتر و سریعتر تولید میکند، از سه جهت به طور قابل توجهی نقص دارد: اول، محصول نهایی فاقد مواد مغذی و جوهره واقعی و در نهایت طعم است.
دوم، خود گیاه در شرایطی بسیار غیرطبیعی و سمی رشد میکند، مقادیر غیرعادی از مواد شیمیایی و آفتکشها را در هر مرحله جذب میکند، که باید بر لذت کلی آن از رشد تأثیر بگذارد، و سوم، وقتی گیاه از بین میرود و فرآیند تمام میشود، هیچ میراث مثبتی باقی نمیگذارد – در واقع، زمین اطراف آن را تخلیه میکند. وقتی دانشآموزان در شرایط غیرطبیعی آموزش داده میشوند، با تنها هدف تولید نتایج قابل سنجش، آنها نیز به سه روش مشابه آسیب میبینند:
اول، وقتی آنها تحصیلات خود را با تعداد زیادی مدارک به پایان میرسانند (اگر توانسته باشند از این سیستم عبور کنند)، ممکن است فاقد هرگونه عمق واقعی دانش و توانایی حل مسئله باشند. این به این دلیل است که یادگیری بیش از حد سطحی بوده و تنها بر جنبههایی از یک درس تمرکز دارد که برای آزمونهای استاندارد باید آموخته شوند. مانند ریشههای گیاه هیدروپونیک، سیناپسهای مغز تشویق به گسترش و تقویت نمیشوند، زیرا فرصتی یا نیازی به این کار وجود ندارد. هرچه یادگیری تجویزیتر باشد، شانس کمتری برای دانشآموز وجود دارد که از مسیر خارج شود، کثیف شود و راهحلهایی برای خروج از گل و لای پیدا کند. ضرورت مادر اختراع است، اما وقتی به دانشآموزان چنین فرصتهایی داده نمیشود، آنها ظرفیت فکر کردن روی پای خود و در نهایت فکر کردن برای خودشان در اکثر موقعیتها را از دست میدهند.
دوم، اگر دانشآموزان روز به روز در محدودههای ساختمان مدرسه محبوس شوند، برای مدتهای طولانی در ردیفهای میزها نشسته و تحت زمانبندیهای دقیق زنگها از کلاس به ناهار و دوباره به کلاس هدایت شوند، فرآیند دور کردن جوانان از شرایط طبیعی آنها به خوبی در جریان است. اگر دانشآموزان با اطلاعات بیمعنی و غیرمرتبط که به عنوان یادگیری مبدل شدهاند، غرق شوند، واضح است که از مدرسه لذت نخواهند برد.
حتی معلمان با نیت خوب نیز میتوانند قربانی این سیستم شوند، خودشان از ترس عدم پوشش مواد مورد نیاز عمل کنند. در واقع، آموزش مقدار تعیینشده مواد درسی اکثر موضوعات به هر سطحی از عمق به یک کلاس متوسط، غیرممکن است. برای مهار تمایل طبیعی دانشآموزان به عدم تعامل در چنین زمینه یادگیری، مدارس به طور سطحی دانشآموزان خود را با هشدارهای بیشمار علیه عدم تعامل و تنبیه متخلفان در تلاش برای سرکوب آن تلقین میکنند. جای تعجب نیست که دانشآموزان احساس میکنند مسیرهای یادگیری و رشدشان محدود و یکجهته و سرکوبشده شده است. جای تعجب نیست که آنها به ندرت یادگیری را با شادی مرتبط میکنند.
سوم، به دلیل سطحی بودن یادگیری مورد نیاز برای آزمونهای استاندارد و نبود پایه در خلق دانش، انتقال یادگیری به زمینههای جدید محدود است. این فرآیند پس از دوره امتحانات پاداش کمی به همراه دارد و برای حفظ یادگیرنده یا حتی جامعه اطراف او کار کمی انجام میدهد. دانشآموزی که در گلخانه آزمونهای استاندارد پرورش یافته است، برای فکر کردن خارج از چارچوب، حل مشکلات جدید و در نهایت شکوفایی و مشارکت در دنیای قرن بیست و یکم که به سرعت در حال تغییر است، تلاش میکند.
بزرگسال در حال ظهور قطعاً جوانه نخواهد زد و نسل بعدی را الهام نخواهد بخشید، بلکه به جهان اطراف خود وابسته خواهد بود و آن را تخلیه خواهد کرد تا زنده بماند.
نوشته پرورش دانشآموزانی که مسائل را حل میکنند اولین بار در ExamBridge. پدیدار شد.
]]>